قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
453
تاريخ الفي ( فارسى )
شجعان به دست او كشته شده بودند . و در اين روز بر مركب معاويه سوار شد و جامه و سلاح او در پوشيده به ميدان آمد . مردم گمان بردند كه معاويه است . حريث به معاويه گفت : اگر على را بكشم ولايت طبريّه به من دهى ؟ معاويه گفت : زينهار كه با على مبارزه نجويى ، و ليكن با اشتر حرب كن ، زيرا كه مرا در اين واقعه غير از تو و عبد الرحمن بن خالد فريادرس كسى نيست . اگر به مصيبت هركدام از شما مبتلا گردم عوض و بدل او موجود نگردد . پس عمرو با حريث آهسته گفت : معاويه مىخواهد كه على كشته شود و از دست او خلاص شود ، ليكن مكروه دارد كه مولاى او ابن عمّ او را بكشد . « 1 » اگر فرصت يا بى در قتل او تقصير مكن . پس حريث از اين سخن فريفته و مغرور شده به ميدان درآمد و جولان نموده اسد اللّه را به مبارزت خواند . امير المؤمنين به ميدان آمد . گفتند : يا امير المؤمنين ، به مبارزت اين ملعون بيرون مىروى ؟ امير المؤمنين به سخن ايشان التقات ننموده چون برق بر او حمله كرد « 2 » و به آتش تيغ آبدار آن خاكسار را به نار فرستاد . معاويه جزع و فزع بسيار كرد و عمرو را گفت : انصاف ننمودى كه او را كارى فرمودى كه بر خود مكروه مىداشتى . و بيتى چند مبنى بر تحسّر و تأسّف بر حريث انشا كرد . حاصل ابيات آنكه : « اى حريث ، ندانستى كه على با هيچ مبارزى مبارزت نجويد و با هيچ مقابلى طريق مقاتله نپويد مگر آنكه ظفر و قهر و غلبه مر او را باشد . تو را به جزم و احتياط امر كردم و از محاربهء او نهى نمودم طريق عصيان من مسلوك داشتى و تخم خلاف در زمين دل من كاشتى . عمرو ترا به سوى قتل و عناد و موت و فنا دعوت كرد . قول او نصيحت پنداشته پاى از مسالك امن و امان در مهالك تلف نهادى . » « 3 » عمرو گفت : تو آن مسكين را به وعده طبريه در ورطهء هلاك انداختى . باز عمرو گفت : براى قتال على كسى شايستهتر از عبيد اللّه بن مسعدة الفزارى نيست . « 4 » تدبير آن است كه جامه و اسب به دو دهى و او را به مبارزت فرستى . معاويه گفت : ندانم كه ابن مسعده در حقّ تو چه
--> ( 1 ) . دينورى اين موضوع را با تفصيل بيشترى ذكر كرده است ؛ - اخبار الطوال ، ص 218 . ( 2 ) . على ( ع ) قبل از حمله به حريث رجزى خواند كه با اين بيت شروع مىشود : انا عليّ و ابن عبد المطلّب * نحن لعمر اللّه أولى بالكتب . . . منم على و فرزند عبد المطّلب ، به خدا سوگند ما شايستهتر به كتابهاى آسمانى هستيم ؛ - پيكار صفين ، ص 372 . ( 3 ) . بيت اوّل مرثيهء معاويه بر حريث چنين است : حريث ألم تعلم و جهلك ضائر * بأنّ عليّا للفوارس قاهر ؟ . . . اى حريث ! آيا نادانيت به چنين ستم مبتلا كرد كه ندانستى على به قهر ، فروكوبندهء زبده سواران است ؛ - پيشين ، ص 373 . ( 4 ) . بعد از كشته شدن حريث ، عمرو بن حصين سكسكى به مبارزه با على ( ع ) به ميدان آمد . على ( ع ) سعيد بن قيس همدانى را به مبارزهء او فرستاد . عمرو به دست سعيد كشته شد ؛ - پيشين ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 100 .